تمام زنان منفعل سرزمین من
بالاخره امتحانات تمام شد و گذاشت که من نفسی از سر اسودگی بگذارم ان قدر که حالا دقیقا در ذهنم نوشته های نانوشته ای انباشته شده است از زنان منفعل سرزمین من:
مرد به ناگاه برای فرار از ترافیک خیابان می پیچد جلوی ماشین . راننده بوق می زند و جوان بی اعتنا راهش را ادامه می دهد چند لحظه بعد جوان که دوباره لاینش را عوض کرده می پیچد جلوی ماشین راننده عصبانی می شود و به دنبال او داخل یک کوچه فرعی می شود برایش بوق می زند چندتا فحش رکیک بدون توجه به حضور من نثار جوان می کند.جوان ماشین را نگه می دارد دو مرد پیاده می شوند و یقه ی هم را می گیرند راننده قفل فرمان بر می دارد من پیاده می شوم جوان کتش را می اندازد روی صندلی عقب راننده می خواهدجوان را بزند من خودم را می اندازم وسط راننده را عقب می کشم جوان اما کوتاه نمی اید ترسیده اما مردانگی اش نمی گذارد فرار کند دست جوان را می کشم خودم را حائل ان دو می کنم . کوچه خلوت است هیچ ماشینی رد نمی شود سر جوان داد می زنم :برو سوار شو . به راننده ملتمسانه می گویم :کوتاه بیا اقا
مردی از راه می رسد ان دو را جدا می کند . راننده سوار ماشین می شود و جوان هم می نشیند کنار دست زن جوان چادری ای که تمام این مدت در ماشین نشسته بود و از جایش تکان نمی خورد.
به نظرم می اید نسبتی دارند جوان موجه بود اگر چه رفتارش ناموجه بود اما فارغ از بستگی زن به مرد ایا واقعا انسانیت نمی توانست حریم اسلامیت را در زن بشکند؟ جایی که جان ادمی در میان است ایا بلند شدن صدای زن و گیریم تماس بدنی ای نیز حرام است ؟
÷ی نوشت : از تمام دوستان عذر خواهی می کنم امتحانات فشرده بود و نتوانستم به وبلاگ هایتان سر بزنم
حق خواهی دریده گی نیست!
خانم همسایه طبقه بالایی خانه کناری ما دارد داد می زند سر همسایه طبقه بالایی اش :«از تو تراستون اب گرفتید لباس های من گل شده ». صدای خانم جان را از بالا می شنوم که می گوید :«چه زن دریده ای گل شده که شده بنداز توی ماشین دوباره بشور ». باید بگویم کار خانم جان نبوده خانم جان کلا عادتش است زنی را که داد بزند یا حق خودش را بخواهد دریده می خواند حالا نمی دانم به قول استادی این جزو ورود اسرائیلیات به تفکر خانم جان است یا نه جزو همان چیز هایی است که توی خانه پدری یادش داده اند.
تازه ادعای تحصیلاتش هم می شود دوتا لیسانس از دو تا دانشگاه معتبر دولتی . خانم جان که می گویم ۵١ ساله است جوان است هنوز و خودش سالها در گیر کشمکش با اقا بوده بعد از ١٢ سال معلمی کارش را بخاطر فشار اقا گذاشته کنار و صدایش در نیامده اما حالا بعد از ٢٠ سال راه به راه گیر می دهد به اقا.
تا اقا می خواهد مرا به معلم شدن تشویق کند خانم جان نیشخند می زند . تا اقا اسم این خرده پول هایی را که من در می اورم را «دانشجویی» می گذارد خانم جان داغ می شود که :« من که کارم رسمی بود.»
تازگی ها فهمیدم خانم جان ان موقع ها نمی توانسته داد بزند چون دریده می خوانندشو تازه فهمیده فرق او با اقا در این بوده که اقا هر وقت دلش خواسته داد زده و به همین دادها او را خانه نشین کرده و حالا که می بیند زنها برای هر حقی از حقوقشان صدایشان را بالا می برند و تازه این را به حساب شجاعت و جسارت خودشان گذارند . مشتهایشان را گره می کنند و حتی جلوی باتوم بدستها روی زمین می نشینند افسوس می خورد و از سر افسوس بر لیست کسانی که دریده می نامد می افزاید . خانم جان حالا حتی دریده بودن مرا هم حسرت می خورد!
جنسیت و زبان
مدتی است به عنوان کار تحقیقی درس "جامعه شناسی جنسیت " مسئله زن و زبان را بررسی می کنم . به نوعی به نقش جنسیت در زبان و نقش زبان در شکل گیری جنسیت می پردازم .
اراء هلن سیکسو ،لوس ایریگاری و ژولیوا کریستوا را بررسی کردم اما انچه مرا ازار می دهد این است استاد این درس مرد است از طرفی نه تنها نتوانست مرا در بازخوانی این ارا ءیاری کند بلکه به نوعی هنگام ارائه این کار در کلاس هم با مشکل برخوردم . مجبور شدم بخش هایی را سانسور کنم چرا که دیدگاه هر سه تاکید بر زنانه نوشتن و توجه به امیال زنانه است و از جنس زنانه صحبت کردن و به نوعی بازنویسی اراء مردانه ای که تا کنون در مورد جنس زنانه نوشته شده است .
از سویی سالها پیش در اوج جوانی خواستم زبان زنانه جنسیت خود را بنویسم و از سویی امیال و احساس زنانه و از زبان زنانه را تنها برای خودم باز کنم. به نوعی در این راه همیشه با این موضوع کلنجار رفته ام چرا نمی توانم در این حوزه از نظر مردانه ای برخوردار شوم.
١- مردان کمتر در این زمینه کار کرده اند یا علاقه ای ندارند به این حوزه بپردازند چرا که چنین کاری مستلزم باز تعریف تعریف های مردسالارانه است
٢- ترس از کار با مردی از انجا که مرز بین افتادن در نگاهی هوس الود و جنسی به مسئله و نگاهی علمی بسیار باریک است در جانم رخنه کرده است
٣- از طرف دیگر جامعه ای که هنوز مفهوم فمنیسم را نمی تواند تعریف کند و اصلا ان را مجاز نمی داند چگونه می تواند به این مسئله توجه کند و مگر زنی می تواند از امیال زنانه خود سخن بگوید
۴- مسئله تابوها و تهمت ها در این سرزمین حرف جدید نیست
بااین همه تفاسیر اگر مردی علمی (البته که نمی توان نگاه جنسی هیچ مردی را حذف کرد ) و استادی بتواند و بخواهد با زنی در این مسئله همراهی کند بواقع چه پیش می اید ؟از تفکرات و ترس های زنانه زنی متاهل و از واهمه کلیشه های جامعه و نگاه جنسی مردانه !
فرق گرگ خانه با گرگ بیرون در محرم نامحرمی است
اقا صدایش را بلند می کند: من با طلاق مخالفم به هر دلیل که باشد . من اما صدایم را بلند تر می کنم :گذشت زمانیکه زنها از خونه شوهر با کفن بیرون می رفتند . اقای همسر می خواهد میانجی گری کند می گوید:منظور اقا این است جامعه امادگی حضور این همه زن مطلقه را ندارد. من اما می گویم: بگذارید جامعه امادگی پیدا کند شما مردها اگر دست از سر جامعه بردارید همه چی حل می شود اقا می گوید :بدون کار و پول و درامد توی جامعه چه کار کند ؟
می گویم :بگذارید خودش تصمیم بگیرد جامعه ٢٠ سال پیش هم امادگی دختر مجرد را نداشت که حالا امادگی زن مطلقه را داشته باشد . جامعه ساخته دست شماهاست و شما مردا علاقه ای ندارید که فضای امنی بسازید چرا که هم خانه هایتان گرم می ماند همکارهای غیر اخلاقی تان گردن جامعه نا امن میافتد
اقا بی تفاوت می گوید :گرگ زیاد است.
می خواهم بگویم : فرق گرگ خانه با گرگ جامعه در محرم نا محرمی است و گرنه هر دو نامردند.
اقای همسر ذهنم را خوانده چشم غره می رود.
اقا خوابش گرفته می خواهد بخوابد من اما فکر می کنم "کی تمام می کنید این بازی خود به خواب زدن تان را."
پی نوشت :خیالتان جمع اقا ،اقای همسر نیست و گرنه تیکه بزرگه گوشش بود
زنان خط مقدم جنبش سبز و کمپین یک میلیون امضا
فعالان زن از اولین گروه های اگر نگوییم اپوزوسیون منتقد قوانین و شرایط در ایران بودند که طی سال های اخیر بارها و بارها به جرم برگزاری تجمعات قانونی در انتقاد به قوانین تبعیض امیز نسبت به زنان به زندان رفتند کتک خوردند و مورد تهاجم و خشونت قرار گرفتند . شاید فضای بی تفاوت ان دوران به جامعه اجازه دفاع از حقوق انان را که خود به بهانه دفاع از حقوق نیمی از جامعه مورد سوئ نیت دولت بودند نمی داد اما امروز با گذشت حدود ٧ ماه از اغاز حرکتی به نام جنبش سبز زنان جامعه با شجاعت تمام در کنار مردان و حتی پیشرو تر از انان شعار های برابریخواهی و حق زندگی و ازادی بیان و در نهایت دموکراسی خواهی را سر دادند.
شاید ریشه این حضور فعال زنان از همان تجمعات انتخاباتی زنجیره سبز اغاز شد و با شعار های «موسوی رهنورد تساوی مرد و زن « اوج گرفت به هر روی حضور شجاعانه زنانه امروز بدون ترس از خشونت در حالیکه می دانند چه خطری انان را در خیابان و زندان تهدید می کند به نوعی حاصل سالها تلاش بچه های کمپین تغییر برای برابری و فعالان زنان و فعالان حقوق بشر است
و این یعنی بلوغ فکری زنان و اینکه انان دریافته اند جامعه به حضور صد در صدی انان و جنبش سبز بیش از پیش به شجاعت انان نیاز دارد .
از این رو جا داردتلاش برای ازادی کمپینی های دربند صورت گیرد زنان می توانند با حمایت از کمپین و امضا ان به صف کمپینی ها بپیوندند و از دربندی هایی مانند سمیه رشیدی و پریسا کاکایی و.. حمایت کنند
نسیما شریعت
رابطه علاقه با 3x
ذهنیت من همیشه در مورد رابطه جنسی وابسته بوده به دانسته ها و تجربه های خودم . بنابراین از انجا که رابطه زناشویی و ازدواج من با عشق اغاز شد و تجربه ٣x با مردی که دوستش دارم به من نشان داده من به شخصه نمی توانم با کسی که دوستش ندارم و یا در حالیکه روحیه مناسبی ندارم 3x داشته باشم.
اما این روزها اتفاقات عجیب و غریبی در اطراف من بوقوع می پیوندد. ادم هایی که ادعا می کنند یک قدمی طلاق اند یا فقط با هم زندگی می کنند چون راه دیگری ندارند بچه دار می شوند .کاری به مسئله خواسته یا نا خواسته بودن بچه ندارم اما چیزی که من را به حیرت وا میدارد صرف رابطه جنسی این ادم هاست.
بگذارید کمی روشن تر توضیح بدهم :برای من صرف رابطه خودم نشان دهنده این است که بدون علاقه 3xمعنایی ندارد و تجربه هم ثابت کرده که زنان به شدت در این مورد حساساند یعنی رابطه بدون علاقه برایشان به معنای زجر است
اما این ادم ها ادم های مذهبی هم نیستند یا اخلاق گرا که بگویم نمی توانند رابطه ای را خارج از چهارچوب ازدواج نامطلبوشان تجربه کنند تا انجا که می دانم دو مردی که در این دو رابطه رو به طلاق نقش شوهری را به عهده دارند ادم های به قول امروزی ها اپن مایندی هستند در مورد 3xو در مورد رابطه خارج از عرفشان
از طرفی زنهای این ازدواج ها نیز زنانی اگرچه مذهبی نیستندکه اخلاقی اند به شدت پایبند عنصری به نام وفاداری به زندگی مشترک
پس چرا کسانی که از زندگی مشترکشان بریده اند به ناگاه بچه دار می شوند
1- اجبار صرف برای رفع نیاز جنسی؟
2- هنوز علقه هایی میان انان وجود دارد
3- یا پدیده خشونت جنسی در خانواده
پینوشت:
1-در مورد این ادمها به شدت مطمئنم که به حد بیزاری از هم رسیده اند
2- از طرفی مسئله خشونت جنسی را نمی توانم به راحتی به مسئله تحصیلات ربط بدهم چرا که سادیسم داشتن مردان به سطح تحصیلاتشان ربطی ندارد
3- پس کمک کنید این مسئله برای من روشن شه
4- بخاطر موضوع خاص این مطلب نظر شما نیازمند تایید است
کتابخانه زنان :شناخت هویت زن ایرانی در گستره پیش تاریخ و تاریخ
کتابخانه زنان :شناخت هویت زن ایرانی در گستره پیش تاریخ و تاریخ
شهلا لاهیجی - مهرانگیز کار
نشر : روشنگران و مطالعات زنان
ادامه مطلبدروغگو شدن
سرم را می گذارم روی میز می خواهم لحظه ای ارام چشم ها را ببندم و بعد تمرکز کنم برای دروغی بزرگ اول به خودم و بعد به استاد کلاس. می خواهم تمرین کنم که توی کلاسی با نگاهی سطحی و چیپ نسبت به زنان به جای بحث های بی نتیجه در مقابل استاد های سفسطه باز توی چشمشان نگاه کنم و دروغ بگویم شاید ارامتر شوم
دانشگاه تنها بهانه است برای گذراندن دوره ای اکادمیک و گرنه قراری نبوده که ما سر از مباحث فمنیستی دربیاوریم
این روز ها اقای همسر هر لحظه می رود روی اعصاب تا قدرت تحلیل مرا بالا ببرد تا مرا در جنگ زبانی قوی کند تا بتوانم تحلیل ی خوب و درستی ارائه کنم .
و اما پی نوشتدر مورد کتابخانه مجازی زنان باید بگم که متن اسکن شده نبود بخاطر اشتباه من بود که فونت بسیار ریز شده بود و کیفیت پایین امده بود
اما خستگی این کار ندارد چرا که خلاصه برداری از کتابها را از اول سال شروع کردم و الان تنها تایپشان می کنم و بازخوانی کتاب و خلاصه برداری که باعث می شود انرپی بیشتری پیدا کنم

