فمینا

 

سر به سرم می گذاری که یادم نرود روزی که تو بودی و من ! می خواهی فراموش نکنم رویاهای شبانه مان را

می گویی کوتاه فکری ام کوتاهتر شده

راستش نمی خواهم به گذشته ها فکر کنم. گذشته ها برای حال من مثل چایی کهنه دمی است که عم بد ان خستگی را که نمی گیرد خسته ترت می کند

بگذار خودم باشم

نویسنده : فمینا : ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم